محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )
28
مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )
عفونت مختص به نوعى از انواعش نيست عام است كه بلغم عفن طبيعى بود يا غير طبيعى و چون بلغم طبيعى در اصطلاح بلغمى را گويند كه در كبد متولد شود به اوصافى كه ذكر يافت موصوف باشد متعفن شدن وى مع بقاى اوصاف قادح مرام نيست زيرا كه عفونت اگر چه فى الحقيقة امرى غير طبيعى است ليكن اجتماع او با طبيعى مصطلح منافات ندارد . الأول الحلو و هو الذي يخالطه قدر من الخلط الحار نوع اول از اقسام خمسه بلغم شيرين است و وى آن است كه بياميزد او را پارهء از خون و اين قسم در اكثر كتب نيست . الثاني المالح و هو أسخن الأصناف نوع دوم بلغم شور است و وى آن است كه بياميزد به او مرهء محترقه به قدرى كه احداث ملوحت كند در وى و لون صفرت غالب نشود ، زيرا كه اگر غالب شود آن را از اقسام بلغم نشمردند ، چنانچه در صفراى محيه گذشت و او گرمترين انواع بلغم است و مائل به حرارت و يبوست است ، كذا قال الشيخ [ وجه سازگارى گرمى بلغم با بارد و رطب بودن آن ] و اين با كليهء اطبا كه گفتهاند : كل بلغم بارد رطب منافات ندارد زيرا كه حكم به برودت و رطوبت همه اقسام بلغم قياس به خون و صفرا است ، بلغم هر چند گرم باشد نسبت به خون سرد است و هر چند ميل به يبوست كند نظر به صفرا رطب است . و ايضا علما گفتهاند كه حكم به برودت و رطوبت او به اعتبار طبيعت وى است پس عروض حرارت و يبس به عارضى ناقض او نباشد ، چنانچه گرم شدن آب با سردى وى كه طبيعى است منافات ندارد . [ سبب شورى بلغم مالح ] و سبب ملوحت آن است كه چون قدرى معتدل از صفرا با بلغم مىآميزد و بعض اجزاى بلغم را مىسوزد پس حاصل مىشود از وى لذع تا كه به ملوحت مسمى است . الثالث الحامض و هو بلغم عملت فيه حرارة ضعيفة نوع سوم ترش است و آن بلغمى است كه اثر كند در وى حرارت ضعيفه [ طبيعت و اسباب حموضت بلغم حامض ] و اين قسم مائل به برودت و يبوست است تحمض آن را چهار سبب است : يكى آن كه سوداى ترش در او آميزد به قدرى كه طعم آن را ترش كند اما لون آن را تغير ندهد ، زيرا كه اگر تغير دهد از اقسام سودا باشد نه بلغم . دوم آن كه حرارت غريزيه در بلغم شيرين پيدا شود و آن را در جوش آرد و بدان سبب حرارت غريزيه به تحليل رود و بر او استيلا كند و بلغم ترش گردد ، چنانچه عصارات ترش مىگردند در شدت گرما . سوم آن كه در بلغم شيرين برودت مستولى گردد بر حرارت غريزيه ، پس حرارت ذاتيهء او مقهور و منطفى گردد و بدان سبب حموضت پديد آيد چنانچه خمر و عصارات ديگر ترش مىگردند در شدت سرما . چهارم آن كه حرارت غريزيه ضعيفه عمل كند در بلغم تفه و نتواند آن را نضج داد و به واسطهء احداث تخلخل كه لازم حرارت است بلغم را مستعد قبول برد خارجى سازد ، پس ترشى در آن پديد آيد مثل فواكه تفه كه بپزد آن را حرارت ضعيفه نضجا قاصرا و ترش گردند . فائده [ سبب پيدايش بلغم حامض ] بلغم ترش از دو وجه خارج نيست : يكى آنكه شى غريب حامض كه سودا است در او آميزد . دوم آن كه به امرى كه داخل در نفس او باشد ترش گردد و اين كه به امرى نفسى ترش گردد يا حلو باشد يا تفه و سبب تحميض حلو يا حرارت بود يا برودت و سبب تحميض تفه حرارت غريزيه باشد فقط ، چنانچه جمله به چهار قسم گفته شد . فائده [ برودت و يبوست انواع بلغم ] برودت از همه اقسام بلغم در قسم ثالث ظاهر است و كذلك يبوست در قسم اول او كه مختلط جسم يابس است ، يعنى سودا اما در باقى سبب يبوست جمود مائيت است به واسطهء برد و استحالهء او به ارضيت لعسر الانفعال . الرابع العفص و هو الذي يغلب عليه الجوهر الأرضي و هو أكثف الأصناف نوع چهارم از بلغم عفص است يعنى زمخت و او